سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : اسماعيل انصارى زنجانى )

461

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( اسرار آل محمد ع ) ( فارسي )

آن دسته از مردم كه بيش از همه به اين بلا و فتنه مبتلا شدند قاريان رياكار و ظاهرساز بودند « 29 » . آنان در مقابل مردم حزن و خشوع و عبادت نشان مىدادند و بعد دروغ مىگفتند و حديث جعل مىكردند تا نزد واليانشان نصيبى داشته باشند و در مجالس آنان راه يابند و به اموال و زمينها و خانه‌ها برسند . طورى شد كه آن احاديث و روايات جعليشان بدست كسانى افتاد كه گمان مىكردند اينها مطالب حق و راست است . لذا آنها را روايت مىكردند و مىپذيرفتند و ياد مىگرفتند و به ديگران مىآموختند و طبق آنها حب و بغض داشتند . فتنه تا آنجا رسيد كه مجالسشان بر اين مطالب اتفاق داشت « 30 » و اينها در دست مردم متديّنى افتاد كه دروغ را جايز نمىدانستند و اهل دروغ را مبغوض مىداشتند . آنان اين احاديث جعلى را بعنوان اينكه مطالب حقى است مىپذيرفتند ، در حالى كه اگر مىدانستند باطل است آنها را نقل نمىكردند و در دين خود قبول نمىكردند و بر مخالفينشان عيب نمىگرفتند « 31 » . در آن زمان حق باطل شده بود و باطل حق ! راست دروغ شده بود و دروغ راست ! پيامبر صلى اللَّه عليه و آله هم فرموده است : فتنهاى شما را در بر مىگيرد كه در آن بچه‌ها بزرگ مىشوند و بزرگها رشد مىيابند . مردم طبق آن عمل مىكنند و آن را سنّت به حساب مىآورند ، بطورى كه هر گاه چيزى از آن تغيير يابد مىگويند : « مردم كار منكرى را مرتكب شدهاند ، سنّت تغيير داده شد » ! ! اوج فتنه و بلا پس از شهادت امام حسن عليه السّلام ( 1 ) وقتى امام حسن عليه السّلام از دنيا رفت روز بروز فتنه و بلا بالا گرفت و شديدتر شد .

--> ( 29 ) قاريان رياكار متعصّب بودند كه دروغ اظهار مىكردند و حديث مىساختند . ( 30 ) در كتاب احتجاج چنين است : عموم مردم اين مطالب را پذيرفتند . ( 31 ) در كتاب احتجاج چنين است : اين احاديث جعلى بدست متديّنينى افتاد كه جعل چنين مطالبى را دوست نداشتند . آنان با اين عقيده كه حق است آنها را پذيرفتند در حالى كه اگر مىدانستند باطل است و يقين مىكردند كه جعلى است از روايت آن احتراز مىكردند .